بارانباران، تا این لحظه: 15 سال و 7 ماه و 22 روز سن داره
آرمانآرمان، تا این لحظه: 7 سال و 3 ماه و 9 روز سن داره

قطره باران

باران ببار که من تشنه باریدنت هستم...

کدو برای مدرسه

 سسسلام ! بچه ها من برگشتم با یه ویدئو تازه !  🤣🤣🤣🤣🤣 باران یادته چقدر ویدیو های صدف رو دوست داشتی ؟ خودت هم مثل اون ویدئو درست میکردی ! آخ یادش به خیر!!!   ببخشید از این همه تاخیر !  به مناسبت هالووین آرمان باید برای مدرسه یه کدو ببره. براش این کدو رو خریدم روش نقاشی کردم و آقا آرمان برد مدرسه ! برای جلوی در ورودی خونمون  هم این تزئینات رو خریدم.😊 به نظرت قشنگه ؟ و در نهایت آرمان کدو ش رو برداشت رفت مدرسه !  ...
16 مهر 1401

اسمورفی ها !

سلام عزیزم دلم خوبی قشنگم ؟ دلم برات یه ذره شده. دختر شروع سال تحصیلی مبارکت باشه ایشالا امسال برات سال خوبی باشه  و من شاهد رشد و بزرگ شدن و یادگرفتن های تو باشم. البته از دور !  این روزا به خاطر اخبار ایران خیلی دل و دمق نداشتم و اینجا نیومدم ! شرمنده زیبای دوست داشتنی من ! دوستت دارم مثل همیشه و نگرانت هستم مثل همیشه ... عزیزم این عکس ها مربوط میشه به هفته پیش و مرکز شهر بروکسل. اون حوالی چرخی زدیم بعد باران بارید برگشتیم خونه !😜 آرمان هم مثل همیشه در حال شیطنت و پیش بردن خواسته هاش ! یه گذری بود که سقفش رو نقاشی کرده بودند نقاشی اسمورفی ها. و آرمان گیر داده من...&nb...
8 مهر 1401

آرمان در مدرسه

امروز سومین روز بود که آرمان خوشحال و با رضایت رفت مدرسه 😊 من کلی ذوق کردم ... امروز بدون گریه وارد شد، رفت یه طرف نشست و با من خدا حافظی کرد ! و به بچه های دیگه نگاه می کرد ! من هم خوشحال شدم هم یه کمی دلم سوخت چون هنوز بلد نیست با بچه ها بازی کنه و نمیتونه باهاشون حرف بزنه. ولی خوشحالم چون میگفت مدرسه خوبه ! این یعنی داره کم کم ارتباط بر قرار میکنه 🥰 نظر تو چیه قشنگ ؟ ...
30 شهريور 1401

بولینگ

سلام عزیز دلم،❤🥰 خوبی قشنگم ؟!  دیروز سه تایی یه کوچولو رفتیم بولینگ! جات رو خیلی خالی کردم، یاد ایران افتادم که با هم رفتیم !🥺 اول کفشا مون رو عوض کردیم و کفش مخصوص پوشیدیم، بعدش این آرمان از اون اول گفت من من من ! و اصلا به من و علی مجال نداد بازی کنیم! 😜 یه سرسره هم واسه بچه ها گذاشته بودند برای پرتاب توپ.اونو گذاشت وسط هی پشت هم توپا رو میذاشت روی اون و مینداخت😆 همش باید دنبالش می دوییدیم که توپ سنگین بر نداره و روی پاش نیوفته!!!  خلاصه فیلمی داشتیم از دستش! 🤪 ...
27 شهريور 1401

خانه erazm

باران قشنگم اینجا خانه ارزم erazm هست، یه موزه بود که ما چند وقت پیش رفتیم و من یادم رفت بهت بگم و عکساش رو بزارم ! 😜 الان که داشتم تو گالری میگشتم تا برات عکس پیدا کنم این دو تا رو دیدم. حدود دو هفته پیش بود. و متاسفانه من نتونستم عکس خوبی بندازم . واقعا جای تو خالی بود میتونستی کلی عکسای باحال بندازی. یه خانمی بود که مسئول بود و در باره اونجا توضیح می‌داد و گروه بزرگی بودند که به توضیحات گوش میدادند و من همش حواسم به آرمان بود که شیطونی نکنه و سر و صدا به پا نکنه‌ چون خیلی زود حوصله اش سر رفته بود و همش به من می‌گفت مامان دیره ! مامان دیره! یعنی دیر شده و باید بریم!آب می خواست ن...
24 شهريور 1401

آرمان و جاز !

آرمان در حال جاز زدن ! 🤣 هر موسیقی که میشنوه و خوشش میاد بدو بدو میره لگن ها رو میاره و شروع میکنه به ساز زدن 🤣🤣🤣 ...
22 شهريور 1401

لحظه خدا حافظی

 امروز زمانی که با هم تلفن صحبت میکردیم، تلفن قطع شد. تو داشتی برام از خاطرات روزای آخر با هم بودنمون تعریف میکردی... با جرئیات... خیلی حالم دگرگون شد، تلفن که قطع شد رفتم بغل علی زار زار گریه کردم ... آخر تیر برای من و تو چقدر درد ناکه ... و یادآوریش سخت تر . ولی به زودی می‌گذریم ازش، تبدیل به خاطرات خوب میشه ... آمین  این عکس لحظه خدا حافظی مونه ... ...
21 شهريور 1401
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به قطره باران می باشد