بارانباران، تا این لحظه: 15 سال و 7 ماه و 23 روز سن داره
آرمانآرمان، تا این لحظه: 7 سال و 3 ماه و 10 روز سن داره

قطره باران

باران ببار که من تشنه باریدنت هستم...

آرمان بالای کمد 🤪

آخه تو این وروجک شیطون رو ببین از دیوار راست میره بالا ! شری از تو چشماش میباره ... وقتی من و باباش در حال مرتب کردن و جمع و جور کردن وسایل تو کمد بودیم گیر داد که منو بزارید اون بالا ! خلاصه رفت بالای کمد، در رو می بست و باز می‌کرد و میگفت داللی ! 🤣 و بعد خودشم به خودش می‌خندید!  🤣  هر کاری میکردم بیا پایین، بغلت کنم بیارمت پایین،  بزار من کارم رو تموم کنم قبول نمیکرد !آخرش با گریه و زاری آوردیمش پایین 🤪🤪🤪 ...
6 شهريور 1401

دلتنگی

باران دوست دارم ، دلم برات یه ذره ست عشقم ❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤ چقدر دلم این روز رو می خواد، تازه اول با هم بودنمون بود، یادش به خیر .... چرا الان پیشم نیستی ؟! ...
4 شهريور 1401

وسایل مهد آرمان

عزیز قشنگ من چطوره ؟ خوبی مامان ؟ حوصله ات که سر نرفته ؟ من که کف کردم و خسته شدم از خونه نشستن😕 پنج شنبه هفته دیگه مدرسه ها باز میشه و آقا آرمان تشریف میبره و بنده یه کم نفس میکشم ! 😜 امروز داشتم وسایل مهد کودک آرمان رو آماده میکردم. کیف ، ظرف خوراکی، دستمال، لباس زاپاس، وسایل خواب و عکس پرسنلی و  خانوادگی! و باید روی همشون اسم و فامیل و اسم کلاس نوشته بشه. پ ن : این همون عکسی بود که گفتم تنبلی کردم برای گرفتنش 😜😀 ...
3 شهريور 1401

علاقه مندی های آرمان

آرمان عاشق این ماشین بازی تو محله مونه، وقتی از جلوش رد میشیم باید بره و تو یکی از این ماشینا بشینه😜 کشته منو ! 🤪  اینجا هم داره مهندسی میکنه به باباش گفته پیچ رو بگیر من سفت کنم !  عاشق کارای تعمیراتی هست ! وقتی علی دست به آچاره آرمان بدو بدو میاد من ! من ! منم میخوام بکنم !  عزیز قشنگم امروز زنگ زدم جواب ندادی ؟ امیدوارم حالت خوب باشه... ...
1 شهريور 1401

خوابیدن آرمان 💙

💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙 خواهر مهربون اینم از خوابیدن داداش کوچولو !  کنار تختش انقدر نشستم تا خوابش برد البته خودم هم خوابم برده بود. 😊 یه دفعه یادم افتاد برای باران قشنگم عکس بگیرم ... ...
31 مرداد 1401

پرتقال من 🍊

امروز علی و آرمان رفتند پارک، منم افتادم به جون خونه ! بلاخره بعد از کلی کار و تمییز کاری خونه به حالت عادی در اومد ! برای خودم  چایی ریختم و یه موسیقی  ... پرتقال من از مرجان فرساد ... منو میبره تو یه دنیای دیگه  بودنت هنوز مثل بارونه  تازه و خنک ناز و آرومه ... دلم تنگه پرتقال من گلپر سبز قلب زار من  منو ببخش از برای تو هر چی که بخوای میارم ... اتل و متل نازنین دل زندگی خوب و مهربونه  عطر و بوش همین غم و شادی کوچیک و بزرگمونه ... بودنت هنوز مثل بارونه مثل قدیما پاک و روونه... از پشت این دیوار بی رحمی که بینمونه 🥺 قصه مون ناتمومه... چقدر شبیه قصه م...
30 مرداد 1401

آرمان و آریانا

اینم از آرمان و آریانا ! کلی شیطونی کردند همه جا رو بهم  ریختند. آرمان حسابی آتیش سوزوند و ادا در آورد. جای تو هم خیلی خالی  بود کلی از تو حرف زدیم و جاتو خالی کردم عشقم ...  الان  مهمونامون رفتند و من خسته یه گوشه نشستم ... ...
28 مرداد 1401
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به قطره باران می باشد