بارانباران، تا این لحظه: 15 سال و 7 ماه و 22 روز سن داره
آرمانآرمان، تا این لحظه: 7 سال و 3 ماه و 9 روز سن داره

قطره باران

باران ببار که من تشنه باریدنت هستم...

آرمان و شنوایی سنجی

امروز وقت دکتر داشتیم، وقت برای آقا آرمان، شنوایی سنجی ! یادته چقدر ماجرا داشتیم با گوش آرمان ! دکتر گفت خدا رو شکر مشکل گوشش و عفونت و آب پشت گوش تموم شد ! خوشحال شدم وگرنه باید گوشش رو عمل میکردیم.  باران چرا تو الان پیش من نیستی ؟! آخه چقدر بدون تو باشم .... ...
12 مرداد 1401

آلبوم

باران این آلبوم عکسایی که برات تعریف میکردم ، قشنگه کوچیکه واسه اسکر بوک و دومی واسه عکسای خانوادگی نظرت چیه؟ ...
12 مرداد 1401

مهمونی

باران قشنگم امروز ما مهمون اومدیم خونه مهدی و پروانه عزیز، جات خیلی خالیه ، از وقتی اومدم همش به یاد تو هستم و واست عکس میگیرم. قشنگم نمیدونی چقدر دلم پیش تو هست. اینجا خیلی  باحاله .... موسیقی آروم فرانسوی ، هوای خوب ، آلاچیاق ، سایه بون، خوراکی های خوشمزه، دوستای مهربون، قراره برای شام هم باربیکیو کنیم، ارمان هم حسابی شیطونی میکنه با خاله پروانش....و جای باران خالی .... هیچ چیز جای خالی‌تو رو تو قلبم پر نمیکنه..... این آرمان نمیدونی جقدر آتیش میسوزونه و شیطونی میکنه ! بارانم چون اینجا فضای عمومی عکسای خصوصی رو نمیزارم...
10 مرداد 1401

یکشنبه بازار

سلام به روی ماهت دختر قشنگم ! ببخشید دیر کردم، رفتیم یکشنبه بازار محله آرمان یکم بازی کرد و ورجه وورجه کرد، ماشین سواری کرد.ما هم قدم زدیم،تو راه برگشتن نسیم رو دیدیم کلی گپ زدیم، برگشتم خونه تند و تند ناهار درست کردم، دلت نخواد تاس کباب گذاشتم !وقتی من در حال ناهار گذاشتن بودم علی هم موهای آرمان رو کوتاه کرد.ناهار رو خوردیم هر کس یه بستنی گرفت دستش و یه طرف ولو شد ! منم گفتم  واسه قشنگم اتفاقات رو تعریف کنم و برات چند تا عکس از امروز بذارم. امیدوارم دوست داشته باشی. ببخشید منتظر موندی !  اینم آقا آرمان بعد از کوتاه کردن موهاش ! نظ...
9 مرداد 1401

فراموشی....

باران دیشب مهمون داشتیم، عمو شهرام آرمان اومده بود خونمون. کلی ذوق کرد و بالا پایین پرید و شیطونی کرد. می خواستم از میز شامم برات عکس بگیرم یادم رفت ! مثل همیشه ! فراموشی ! دلتنگتم خیلی زیاد ! کاش پیشم بودی ! کاش کنارم بودی ، تسکینی بودی روی دل بی تابم، مامان فدات بشه دختر قشنگم..... یاد این عکس به خیر ! دربند رستوران باغ ایرانی !اون شب شام نخوردی، هر کاری کردم از پرس میگوهای من بخوری قبول نکردی، گفتی زیاد خوردم،حالم بهم میخوره... پای ارمان می لنگید هنوز، یادته ؟چه شب قشنگی بود.  دوست دارم....❤ ...
8 مرداد 1401

خوابیدن باران 🍒

🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒 به نظرت من نمیرم واسه این خوابیدن ! آخه من قربونت برم. واسه من تو زیبا ترین موجود دنیا بودی و هستی. عاشق خوابیدنت بودم، خیلی خوشگل می خوابیدی.وقتی خواب بودی آنقدر نگاهت میکردم که نگو.  اصلا سیر نمیشدم بعد با خودم میگفتم بزار عکس بگیرم ، این خواب و این معصومیت بمونه تا ابد یادگار. 🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒 ...
7 مرداد 1401
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به قطره باران می باشد